آب وهوا ی شهرستان نطنز
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ بهمن ،۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

شهرستان دارای 3 نوع آب وهوای متمایز از یکد یگر است.

1-روستاهای غربی وجنوبی که در اطراف کوه کرکس با ارتفاع تقریبی 3895 متر قرار گرفته اند دارای آب وهوای سرد سیری با زمستان های فوق العاده سرد توام با برف و یخ وتابستان معتدل با آب و هوای لطیف و فرحبخش و بهار وپاییزمعتدل هستند .

2. نواحی بین کوهستان و کویر یا جلگه هایی که به دامنه کوه ها پایان میگیرند از بارندگی کمتری برخوردارند و دارای زمستان های سرد و خشک و تابستان های نسبتا معتدل می باشد .

3. نواحی بادرود دارای آب و هوای بری و سخت ویژه کویر با زمستان های خشک وبدون برف و باران و تابستان های گرم وطولانی میباشد.


 
کشاورزی نطنز
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ بهمن ،۱۳۸٧  کلمات کلیدی:


کشاورزی نطنز بستگی تام و تمام به چگونگی بارندگی و مقدار آن دارد. در سالهایی که بارندگی زیاد است و به گویش محلی وَشَن باریده باشد کشاورزی از رونق بیشتری برخودار خواهد بود. آن چنانی که در صورت امکان علاوه بر زمینهای زراعتی بیابانهای اطراف را نیز جهت کشت مورد استفاده قرار می¬دهند در سالیان پیش از بیل و در بعضی نقاط از گاو آهن جهت کشت زمین استفاده می¬شد ولی در سالهای اخیر به علت کمی کارگر تا حد امکان از تراکتور و سایر وسایل کشاورزی جدید بهره¬گیری می¬شود.

محصولات کشاورزی نطنز بیشتر عبارتند از گندم و جو بهاره یا جو شیرین و جو پاییزه که به آن جو حامض یا جو ترش نیز گفته می¬شود. انواع لوبیا، ارزن و نوعی از، ارزن به نام گارس – پیاز – سیب¬زمینی – خربزه – هنداونه – پنبه و دانه¬های روغنی چون کرچک و کنجد و شاهدانه – تنباکو – توتون – روناس و اسپرک که در رنگرزی مورد استفاده قرار می¬گیرند.
محصولات یاد شده با توجه به نوع آب و هوایی که لازم دارند در نقاط مختلف نطنز کشت می¬شوند.
محصولات سردرختی نیز در نطنز بسیار متنوع که معروف تر از همه گلابی آن است که در خوبی ضرب المثل می¬باشد، زیرا علاوه بر طعم و بوی مطبوع با اینکه از نوع آبدار است تا مدت مدیدی پس از چیدن سالم می¬ماند.
مرکز کشت گلابی دهات کوهستانی نطنز به ویژه دهکده طامه و منطقه برزرود و چیمه رود می¬باشد.
انواع میوه¬های دیگر چون سیب – زردآلود – آلو – آلبالو – هلو – انار – انجیر – توت – انگور و گوجه نیز در نقاط گوناگون نطنز به عمل می¬آید و از این رو خشکبار رقم مهمی از صادرات آن را تشکیل می¬دهد به ویژه که گردو و بادام نیز در بیشتر دهات نطنز به دست می¬آید.
گرچه در نطنز رودخانه¬هایی چند مانند گورهر، طامه، اوره، چیمه و برز وجود دارد که در نقاط کوهستانی دارای بستری عمیق و غیر وسیع و در جلگه¬ها دارای بستری گسترده می¬گردند آن چنان که در نواحی کویری به کلی از بین می¬رود ولی این رودخانه¬ها خشک و بی¬آب بوده و اکثر آنها فقط به هنگام زمستان یا بهار اندک آبی در آنها جریان پیدا می¬کند. لذا آب موردنیاز از چشمه¬ها و اکثراً هم از قناعت¬ها فراهم می¬گردد تعداد این قناتها در سابق بالغ بر چهارصد رشته بودکه طبق آمار سال 1323 به 210 رشته  تقلیل یافته و مسلماً امروز تعداد آنها کاهش بیشتری پیدا کرده است زیرا خشکسالیای 20 ساله گذشته که خود یکی از علل مهاجرت مردم نطنز به شمار می¬آید موجب ویرانی و غیرقابل استفاده شدن بسیاری از قناتها در اثر عدم لایروبی گردیده است


 
جمعیت شهرستان نطنز
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ بهمن ،۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

طبق سرشماری عمومی¬ نفوس و مسکن1385 هـ.ش جمعیت نطنز 44551 نفر بوده که از این تعداد 30232 نفر در شهرها و 14319 نفر در روستاها زندگی می کنند.تراکم جمعیت 15 و توزیع نسبی جمعیت 98درصد می باشد. جمعیت 19-15 سال 3/11 درصد و جمعیت 24-20 سال 9/11 درصد و جمعیت 29-25سال 1/9 درصد برآورد گردیده است. میزان بیکاری 8/4 درصد  بوده است.در سال 1375 هـ.ش جمعیت نطنز 10782 که از این شمار 5686 نفر مرد و 5096 نفر زن بوده¬اند. طبق سرشماری عمومی به عمل آمده در سال 1365 شمسی جمعیت کل شهرستان نطنز 36516 نفر و شهر نطنز 7524   نفر می¬باشد که نسبت به سرشماری سال 1355 که جمعیت آن را 28836 نفر و سرشماری سال 1345 شمسی که جمعیت کل شهرستان نطنز را 28791 نفر و شهر نطنز را 4348 نفر ذکر کرده بود نسبتاً افزایشی را نشان می¬دهد ولی نسبت به آمار سال 1329 دایره جغرافیایی ارتش که جمعیت نطنز را حدود 44 هزار نفر و آمار اداره آمار و ثبت احوال در سال 1323 شمسی که جمعیت کل نطنز را 43762 نفر اعلام کرده بود  کاهش قابل ملاحظه¬ای در جمعیت این شهرستان به چشم می¬خورد و علت این کاهش فوق¬العاده را بایستی در خشکسالی¬های ممتد چند ساله اخیر و کشش بی¬حد و حصر تهران و مهاجرت مردم را به این شهر و سایر شهرهای دور و نزدیک جستجو کرد.


 
دورنمای تاریخی شهرستان نطنز
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ بهمن ،۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

دورنمای تاریخی

از وضع تاریخی نطنز تا پیش از سده هفتم هجری قمری اطلاعات صحیحی در دست نیست و آنچه که در این باره به دست ما رسیده، شایعاتی است که سینه به سینه نقل گردیده و به لحاظ مستند نبودن صحت و سقم آنها برما پوشیده است. از طرفی اظهارات مورخین نیز به اندازه¬ای مختصر است که فقط جنبه تذکری را بیش دارا نمی¬باشد.
ولی با توجه به مراتب ذیل می¬توان گفت که نطنز از نواحی قدیمی و آباد ایران مرکزی بوده است.
1- داشتن آبادیهای سرسبز و خرم و امکان تولید محصولات گوناگون و در نتیجه قابل زیست بودن طراحی مختلف آن.
2- قرارداشتن تعدادی از آبادیهای آن در دل کوهساران و نقاط صعب¬العبور که از تاخت و تازهای گروههای مختلف و ویرانگریهای آنان تا حدود زیادی به دورمانده و نه تنها موجودیت خود را حفظ نموده¬اند بلکه به صورت پناهگاههایی مطمئن برای کسانی که تاب و توان ایستادگی در برابر دشمن را از دست می¬داده¬اند نیز در می¬آمده است.
3- عبور شاهراه سوق¬الجیشی و کاروانی جنوب کشور از این منطقه
4- وضع طبیعی و جغرافیایی آن از لحاظ قرارداشتن بین کاشان و اصفهان که در ادوار مختلف دارای اعتبار و اهمیت بسزایی
بوده¬اند.
5- وجود آثاری چند از قبل از اسلام اعم از آتشکده، قلعه، کاریزهای مترو که در حاشیه کویر و بناهایی که گاه از بستر ریگ و روان سر به در آورده و گاه دیگر از نظرها محو می¬گردند.
به عبارت دیگر نطنز در ادوار گذشته از اهمیت شایان توجهی برخودار بوده ولی به علت در دست نبودن مدارک تاریخی و مستند از یک طرف و عدم انجام کاوشهای علمی و فنی منظم از طرف دیگر در این مورد هیچگونه اظهار نظر صریحی نمی¬توان به عمل آورد زیرا از دوره¬های قبل از اسلام جز بقایای آتشکده و دژی از دوران ساسانی اثر مهم دیگری هنوز مورد شناسائی قرار نگرفته و موجودیت آن رسماً اعلام نگردیده است.
ولی از آنجائی که در نخستین سده¬های اسلامی که همه روستاهای نطنز و کاشان تا حدود راوند جزو امیرنشین اصفهان به حساب میآمده، جغرافیانویسان آن دوران به عنوان دوبخش سردسیر وگرمسیر اصفهان از آن یاد کرده¬اند. مانند احمد ابن ابی یعقوب معروف به الیعقوبی در کتاب البلدان  از روستاهای اصفهان چنین یاد کرده است:
«... و روستا قاسردقاسان و جر مقاسان فیهما اشراف من الدهاقین و قوم من العرب من اهل یمن من همدان و هماالحدبین عمل اصبهان و قم...»
ترجمه: از جمله روستاهای اصفهان دو بخش سردسیر و گرمسیر کاشان است که جایگاه آزاد مردان والاگهر می¬باشد و نیز گروهی تازی نژاد از مردم همدان یمن در آن نواحی جای گزیده¬اند و این دو بخش حد فاصل مابین حوزه¬های تابع اصفهان و قم می¬باشد با توجه به جمله هماالحدبین عمل اصبهان و قم (این دو بخش حد فاصل بین حوزه¬های تابع اصفهان و قم است) و یادآوری این موضوع که در حال حاضر نیز شهرستانهای نطنز و کاشان بین اصفهان و قم قرار دارند، چنانچه جرم قاسان را کاشان کنونی بدانیم سرد قاسان آن را می¬توان شهرستان نطنز دانست.
ضمناً این رسته در همدان کتاب، منازل جاده اصفهان تا ری و فواصل آنها را بدینگونه برشمرده است:
از اصفهان تا برخوار      سه فرسخ
از بُرخوار تا رباط وز     هفت فرسخ
از رباط وز تا طرق      پنج فرسخ
از طرق تا اصفاهه       شش فرسخ
از اصفاهه تا دکان      پنج فرسخ
از دکان تا باد       پنج فرسخ
      از باد تا ابروز    پنج فرسخ


از ابروز تا نوش¬آباد     دو فرسخ
از وراز ابان تا مقطعه      پنج فرسخ
از مقطعه تا قادس      نه فرسخ
از قادس تا دزاه       پنج فرسخ
از دزاه تا ری      هفت فرسخ
از نقاط یاد شده آنچه را که مربوط به نطنز است عبارتند از طرق، اصفاهه، دکان و باد که فقط طرق و باد هنوز به همان نان می¬باشند ولی جای اصفاهه و دکان با توجه به فواصل یاد شده برای ما مشخص نیست.
ابن رسته بر مبنای نوشته عبدالله ابن احمد بجای منازل اصفاهه و دکان از مکانی به نام خیر نام برده و منزل دکان را بعد از باد ذکر کرده است. البته در فاصله طرق تا باد تنها نقطه¬ای که می¬توان آن را با «خیر» انطباق داد آبادی خفر است که تا اوایل عصر پهلوی نیز محل عبور کاروانیان و بارانداز آنها بوده است.
در ترجمه فارسی مختصر کتاب البلدان  ابن فقیه بخشهای اصفهان را چنین برشمرده:
جی، ماربین، والنجان، براء آن، برخوار، رویدشت، اردستان، کروان، برزاوند، دارک، فریدن، قهستان، قامدار، جرم قاسان، سردقاسان، تیمره کوچک، تیمره بزرگ.
در وقف نامه احمدبن محمد بن رستم بن المطیار القرشی  مورخ رمضان 316 هجری قمری از آبادیهای طرق و طار به عنوان رقبات موقوفات یاد شده است.
عبدالکریم بن محمد سمعانی مروزی در کتاب انساب  از نطنز چنین یاد نموده است:
«... آن شهری است از نواحی اصفهان گمان بر این است که فاصله بین آنها بیست فرسخ می¬باشد»
در معجم¬البلدان  از نطنز  به عنوان شهر کوچکی تحت عنوان نطنزه بشرح زیر یاد شده است:

نطنزه بفتح اول و دوم و سپس سکون «ن» «ز» «ه» شهر کوچکی از توابع اصفهان است و فاصله آنها در حدود بیست فرسخ می¬باشد. در قرن هشتم هجری قمری اردستان و زَ فَرقَند هم تابع نطنز بوده است زیرا در وقفنامه سید رکن الدین محمد قاضی یزدی فرزند قوام¬الدین محمد ابن نظام حسینی مورخ شوال 748 هـ.ق در بخش رقبات موقوفات بدین موضوع تصریح گردیده است.
1- در مورد کاروانسرای اردستان «ومنها الرباط المبنی فی محروسه اردستان و هی معدوده من جمله ضیاع نطنز»
2- در مورد کاروانسرای زفرقند «الرباط المبنی فی قریه زبرقند المشتهر عندالعوام بجو گندوهی من جمله ضیاع نطنز، الواقع ذالک الرباط فی الممر العام»
لازم به ذکر است که سید رکن الدین دو قلم از ممر درآمدی که جهت تعمیر و نگهداری این کاروانسرا تعیین کرده مربوط به نطنز است.
یکی 3/1  96 دینار مقرری واقف از متوجهات املاک بهاییه نطنز و دیگری 65 دیناری که از متوجهات ضیاع نطنز در قریه جوشقان بنام متولی ثبت بوده است.
در کتاب آثار ملی اصفهان  نیز به هنگام ذکر رباط اردستان بدین موضوع تصریح کرده است:
«ابن رباط را سید رکن الدین محمد یزدی (متوفی 737 هـ.ق) هنگامی که اردستان و نطنز یک واحد جغرافیایی بود بنا کرد»
در وقف¬نامه سیدحسن¬الحسینی مشهور به سید واقف تنظیمی به سال 857 هجری قمری به نطنز چنین اشاره¬ای دارد:
«مدینه نطنز از توابع دارالامان اصفهان»
حمدالله مستوفی در نزهت القلوب  از نطنز بدین گونه یاد کرده است:
«نطنز از اقلیم چهارم است شهری وسط و قریب سی پاره دیه از توابع آن است حقوق دیوانی آن ده تومان و دو هزار و پانصد دینار است (یک تومان زرمغولی برابر با ده هزار دینار مسکوک طلا با یکصد هزار تومان در سال 1348 شمسی بوده است).
ضمناً این نویسنده در کتاب خود از کوه کرکس نیز بدین گونه یاد کرده است:
کرکس کوهی است به حدود شهر نطنز و با هیچ کوه پیوسته نیست دورش ده فرسنگ است کوهی سخت بلند است و از بلندی کرکس بفرازش نمی¬رود و بدین سبب بدین نام مشهور است.
از کوه کرکس مقدسی و اصطخری نیز که از جغرافیا نویسان قدیم می¬باشند یاد نموده¬اند، مقدسی «کوه کرکس بلندترین کوههای کویر لوت است.»
اصطخری: کرکس کوه و سیاه کوه پناهگاه راهزنان بوده و در یکی از دره¬های کرکس کوه چشمه آبی موسوم به «آب بنده» که از شکاف سنگی در میان حفره¬ها بیرون آمده است جاری است.
مولف بستان السیاحه  نطنز را چنین توصیف کرده است:
«نطنز بفتح نون و طا مولف و سکون نون ثانی وزاء منقوطه قصبه ایست که در جبال اتفاق افتاده و اطرافش فی الجمله گشاده است و از شهر کاشان دو مرحله دور و اکثر میوه سردسیریش موفور و آبش خوشگوار و هوایش سازگار قرب هزار باب خانه در اوست و چند پاره قریه خوب مضافات اوست و در جمیع خانه¬های آنجا آب روان و از میوه گلابی آنجا بغایت ممتاز و فراوان و مردمش شیعی مذهب، ارباب معرفت از آنجا ظهور نموده منجمله شیخ عبدالصمد مرشد مولانا عبدالرزاق صاحب تاویلات از آنجا بوده را قم نطنز را دیده و به صحبت بعضی از بزرگان آنجا رسیده است.»
با توجه به مراتب فوق¬الذکر مشاهده می¬گردد که در نوشته¬های مورخین سده¬های سوم و چهارم تنها از چند آبادی نطنز کنونی نام برده شده است آن هم بدون آنکه اشاره¬ای به کلمه نطنز شده باشد و فقط در نوشته¬های مورخین سده¬های پنجم به بعد است که به کلمه نطنز برخورد می¬کنیم و با تحقیقات مفصلی که نگارنده (سیدحسین اعظم واقفی) به عمل آوردم به مدرکی که مشخص نماید که کلمه نطنز از چه زمانی و به چه علت بر این منطقه اطلاق گردیده است دسترسی پیدا نکردم.
اظهارات مورخین و جهانگردان خارجی درباره نطنز

 

در سفرنامه جهانگردان خارجی نیز از نطنز گفتگوی مهمی به میان نیامده است و در ذیل به نوشته تعدادی از آنها اشاره می¬گردد.
توماس هربرت که در عهد شاه عباس اول به نطنز مسافرت کرده گوید بنابر روایتی که در ناطان (نطن) شنیدم داریوش آخرین پادشاه دودمان کیانی در این محل قتیل خیانتکاری بسوس باختری گردید  (گفته هربرت در مبحث قلعه باغباد از آثار تاریخی افوشته نطنز مفصلاً مورد بررسی قرار گرفته است).
در سفرنامه استودارت  که شرح مسافرت هیئتی است که به ریاست سر دود مرکوتون  در سالهای 29-1627 میلادی از انگلستان به دربار شاه عباس اول اعزام شده است.
در گزارش ماه اوت 1628 میلادی چنین آمده است: «روز بیست و سوم (مطابق اول شهریورماه) شب که حرکت کردیم (منظور حرکت از کاشان بوده است) به بیزدبد  (منظور ابوزید آباد است که مختصراً به آن بوز آباد گفته می¬شود) رسیدیم و در کاروانسراف منزل کردیم پنج فرسخ طی کرده بودیم شب به نطن  رسیدیم. آب این جا خوب بود. شهر در باریکی بین دو تپه واقع است و اطراف آن را دهات کوچک که پر از باغهای میوه و درخت است گرفته در اینجا چادر زدیم و ده فرسخ طی کرده بودیم. بیست و پنجم شب به سَردَهُن  (منظور سردَهَن است) که کاروانسرایی در قله تپه بود رسیدیم چادر زدیم هفت فرسخ طی کرده بودیم آب اینجا زیاد خوب نیست.»
شوالیه شاردن، تاورنیه، فلاندن، موریه، مسیو و مادام دیولافوا، و دیگر جهاگردان به ویژه جهانگردان اروپایی چون مسافرت آنان به ایران اکثراً مقارن با فصل تابستان بوده برای رسیدن به اصفهان به هنگام ورود به کاشان از طریق جاده کاروانی تابستانی یعنی دره¬های قهرود، سُه و مورچه خورد خود را به اصفهان رسانیده¬اند زیرا این مسیر به هنگام تابستان دارای موقعیت بهتری از

نقطه نظر آب وهوا نسبت به جاده کاروانی زمستانی کاشان ابوزید آباد، خالد آباد، خفر، طرق، سردهن، اصفهان بوده است. و این دو جاده تا قبل از ایجاد جاده قم، نیزار، دلیجان، میمه، مورچه خورت، اصفهان از اهمیت بسیاری برخوردار بودند.
مادام دیولافوا در سفرنامه خود صریحاً بر این مطلب اشاره نموده و گوید: « دو راه کاروانی کاشان را به پایتخت عراق (منظور اصفهان است که به آن پایتخت عراق عجم نیز اطلاق می¬گردید) متصل می¬کند یکی راه زمستانی که از میان صحرا به نطینس می¬رود. در این محل مسجدی است که سابقاً پوششی از کاشی بسیار زیبا با تلالوء فلزی داشته است. دیگر راه تابستانی که در فصل باران قابل عبور نیست و به طورمار پیچ از دامنه کوهسار می¬گذرد و ما آن را اختیار کردیم.» 
ما ژور پ.م. سایکس در کتاب ده هزار میل در ایران درباره نطنز چنین نگاشته است:
«نطنز که از حیث آب و هوا و میوه مشهور است یکی از تابستانگاههای سلاطین صفوی بوده، در حوالی آنجا قصر شکارگاه شاه عباس را هنوز نشان می¬دهند در نطنز مسجدی است که گویا سابقاً بسیار زیبا بوده و بعضی از کاشکیهایی که فعلاً در موزه سوت کنسینگتن  است از دیوارهای آن کنده¬اند این مسجد را در سال 715 هجری ساخته¬اند.»
سال 715 را که سایکسس به عنوان تاریخ ساخت مسجد اعلام نموده صحیح نیست زیرا مسجد در فاصله سالهای 704 تا 709 هجری قمری بنا گردیده است و احتمال آن می¬رود که با توجه به تاریخ سر در خانقاه چنین نظری را اظهار کرده باشد.
اجمالی از اوضاع سیاسی نطنز از گذشته¬های دور تا عصر حاضر
اوضاع تاریخی و سیاسی و تحولات اجتماعی نطنز در نخستین سده¬های اسلامی بستگی به اوضاع و احوال و دگرگونیهای اصفهان و کاشان داشته است. رویدادها و تغییر و تحولات این دو شهر نطنز را نیز بیش و کم شامل بوده زیرا نطنز مانند کاشان در زمانهای گذشته تابع اصفهان بوده است. این وضع تا پایان دوره مغول همچنان ادامه داشته است. لازم به یادآوری است که در اوایل دوره مغول این منطقه به علت وضع جغرافیایی تا حدی از شریورشها و خرابیها محفوظ بوده و حتی در زمان هلاکو مورد

توجه ایلخانان آخری مغول قرار گرفته است. مسجد جمعه، خانقاه و آرامگاه شیخ عبدالصمد که توسط خاندان ماستری احداث گردیده است از یادگارهای باارزش این دوره به شمار می¬آید.
«در دوران فترت بین مغول و تیمور مدتی نطنز قلمرو سلطان ابویزید برادر کوچک شاه شجاع و پسر امیر مبارزالدین آل مظفر بوده و در سال 876 از طرف سلطان زین¬العابدین آل مظفر بوده و در سال 867 از طرف سلطان زین العابدین پسر و ولیعهد شاه شجاع وی به این سمت و امیر مظفر کاشی به حکومت کاشان منصوب گشته¬اند.
بعدها که ابویزید نامبرده متعابعت شاه یحیی رقیب زین¬العابدین را پذیرفت سلطان زین¬العابدین با امیر مظفر کاشی همداستان شده و جنگ در نطنز روی داد ابویزید شکست خورده به لرستان گریخت.
به طور کلی در دوره ایلخانان و پس از آن نطنز پناهگاهو معبر فراریان بوده است و به واسطه داشتن دو خانقاه معتبر (یکی در کنار مسجد جمعه و دیگری در افوشته) عده¬ای از صوفیان و دراویش نامدار نیز در آن زندگی کرد و یا از آن گذشته¬اند»
به دوران حکومت خاندان قراقونیلو، پیر بوداق پسر جهانشاه که به همراه پدر خود در تاخت و تازهای او شرکت داشته چون به نیشابور می¬رسد به عزم شیراز از اردو جدا می¬شود و برادرش ابویوسف نیز آهنگ کرمان می¬نماید پیر بوداق غارت¬کنان طی طریق نموده تا به یزد می¬رسد در آنجا علم طغیان برافراشته و از شهرها و ولایات تحت سیطره خود درخواست مال و پیشکشی نمود و افراد خود را جهت وصول اموال و مبالغ درخواستی به آن نواحی گسیل داشت از جمله صد تومان بر نطنز حواله نمود.
در تاریخ جدید یزد  در قسمتی که فرستادن امیرقطب الدین ورزنه را به جانب یزد از طرف شاهزاده محمد بهادر ذکر کرده به نطنز نیز اشاره نموده است.
«وامیر شمس¬الدین محمد میرک با مولانا مجدالدین فضل الله و بعضی اهالی متوجه اصفهان گشتند و شاهزاده از این معنی خرم شد و ایشان را نوازش فرمود و از طرف کاشان امیر محمد سیدعزالدین با اموال کاشان و ایمر حسن نطنزی با نثار و پیشکش بیامدند»


در زمان صفویه نطنز به صورت ولایت مستقلی در آمد و حکام آن مستقیماً از پایتخت یعنی قزوین و سپس اصفهان تعیین می¬شدند به عبارت دیگر توجه خاص پادشاهان صفوی بدین خطه که مسلماً وجود وزرا و مستوفیان کاردان نطنزی در دستگاه صفویه در این امر بی تاثیر نبوده است. موجب آن گردید که حکومت نطنز را ویژه قورچی شمشیر خاصه نمایند. در کتاب نقاوه الاثار فی ذکر الاخیار  موضوع بدین گونه مورد تصریح قرار گرفته است.» شاهوردی بیک که اسن اولاد خلیفه و در آن زمان قورچی شمشیر خاصه شریفه بود بنابر آنکه در ایام سعادت فرجام شاه دین پناه داروغگی ولایت نطنز و توابع تعلق به قورچی شمشیر میداشت به نطنز آمده و حل اقامت انداخت و چون پادشاه فلک مستند شاه سلطان محمد در مقام تربیت اولاد ولی خلیفه بود شاهوردی بیک را به مرتبه خلافت که منصب پدرش بود سرافراز ساخت و طبل و علم ولی خلیفه را به او ارزانی داشته سرش به اوج رفعت برافراخت.» 
شاه عباس اول که نطنز گردشگاه و شکارگاه تابستانی او به شمار می¬آمد با احداث دو کاخ در دو سوی نطنز تقریباً آن را به صورت پایتخت تابستانی درآورده بود به عبارت دیگر این پادشاه علاقه وافری بدین خطه از خود نشان می¬داد و شدت وحدت این علاقه بدان پایه رسید که نطنز را ولایت خاصه خود گردانید.
پس از انقراض صفویه و افشاریه و زندیه و روی کارآمدن قاجاریه باز هم حاکم نطنز از پایتخت، از بین مامورین سرشناس دولت و یا شاهزادگان تعیین می¬گردید مانند عبدالله خان ایروانی خواهرزاده حاج میرزا آغاسی صدراعظم محمد شاه شاهزاده محمدباقر میرزا پسر معزالدوله  حسن اعظام قدسی ملقب به اعظم الوزاره طالقانی از چهره¬های معروف صدر مشروطیت (مولف کتاب، خاطرات من یا روشن شدن تاریخ صد ساله) غلامحسین خان نوری مقلب به صدیق اکرم از آزادیخواهان روشنفکر و مجاهدین صدر مشروطیت که البته این وضع تا شروع انتخابات دوره دوم مجلس شورای ملی ادامه داشت زیرا در دوره اول مجلس شورای ملی صدر العلمای نطنزی به وکالت مجلس شورای ملی برگزیده شد که سخنرانی مهیج او برعلیه سلسله قاجار در مجلس و جمله تاریخی این سخنران که «شاهزادگان عظام نبایستی مصادر امور باشند» مدتها ورد زبانها بود.


در آن هنگام به عللی چند از جمله تاخت وتازهای پی در پی گروههایی چون نایب حسین کاشی و فرزندانش  خانواده¬های بختیاری و اعوان و انصار آنها به عنوان تعقیب نایب حسین، رجبعلی لر به تحریک ماشاالله خان پسربزرگ نایب حسین، رضا جوزانی و جعفرقلی چرمینی که گاه خود را جزء اتباع نایب حسین قلمداد و در موارد مقتضی نیز بالاستقلال به تاخت و تاز و غارتگری می¬پرداختند و هر یک تا رسیدن گردنکش دیگری چند روزی خود را مالک الرقاب مردم این منطقه اعلام و تا سر حد امکان به منظور برآورده کردن خواسته¬های نامشروع وغیرقانونی خود از هیچ نوع آزار و اذیتی نسبت به مردم کوتاهی و خودداری نمی¬کردند، در نتیجه مردم را آن چنان از هستی ساقط کردند که اصطلاح «به نان شب محتاج است» درباره آنان مصداق پیدا کرده بود و بالاخره شیرازه امور آن چنان از هم پاشیده شد که تنها امید مردم دفع فاسد به وسیله افسد بود. شاید که در لحظه جابجایی غارتگران فرصت نفس کشیدنی برای آنان پیش آید.
از طرف دیگر ناتوانی زعمای وقت نطنز در اثر تاخت وتازهای پی درپی غارتگران و پیدایش اختلافات خانوادگی در بین آنها و دامن زدن به آتش این اختلافات با فراهم کردن دو دستگی در بین مردم به منظور سرکوبی یکدیگر این پیش آمدها موجب آن گردید که مترصدین فرصت طلب به صید ماهی از آب گل آلود پرداخته و شهری را که در قرون متمادی از استقلال برخودار می¬بود به صورت بخشی در آورده و ضمیمه کاشان نمایند.
این وضع تا سال 1336 شمسی (در حدود 50 سال) ادامه داشت در این سال نخست وزیر وقت به اتفاق عده¬ای از وزراء و سایر مصادر امور راهی شهرستانها گردیدند از جمله مسافرتی به اصفهان واردستان نمود که گروه زیادی از مردم نطنز  به اصفهان و سپس به اردستان به دیدار هیئت دولت رفته و درخواست مسافرت آنان را به نطنز به عمل آوردند. نخست وزیر که با اصرار و استقبال مردم نطنز مواجه گردید به عذر نداشتن فرودگاه از قبول دعوت خودداری نمود ولی رهبران جمعیت نطنزی اظهار داشتند در صورت پذیرش دعوت، فرودگاه در اسرع وقت ساخته خواهد شد. به هر جهت قبول دعوت موکول به ایجاد فرودگاه در نطنز که امر محالی به نظر می¬رسید گردید. در ساعت چهاربعدازظهر روز 18 شهریورماه مردم فروگاه آماده شده را به نظر متخصصین مربوطه رسانیدند ولی به علت نواقص فنی چندی مورد قبول واقع نگردید.
مردم که زحمات خود را بی¬نتیجه دیدند باز مایوس نشده و چندین نقطه دیگر را برای این کار معرفی کردند که فقط مکانی در بیابان بالای پل هنجن مورد قبول واقع گردید منتهی می¬بایست تا ساعت 11 شب آماده گردد گروه کثیری از مردم بخشهای مختلف نطنز با بیل و کلنگ و سایر وسایل روانه محل جدید فرودگاه شدند و در پرتو نور چراغ تا ساعت یازده شب فرودگاه را آماده
بهره¬برداری نمودند.
ساعت شش صبح روز بعد هیئت دولت با هواپیما به نطنز وارد و به همراه گروه زیادی که از شبانگاه در کنار فرودگاه به انتظار ورود آنان بودند روانه شهر نطنز شدند.
در دبیرستان سپهر نطنز هیئت دولت پس از صرف صبحانه تشکیل جلسه داده نخست انتزاع  نطنز از کاشان و شهرستان شدن آن را مورد تصویب قرار داده و بدین گونه نطنز پس از مدتی در حدود پنجاه سال دوباره به صورت شهرستان درآمده و به عنوان یکی از شهرستانهای استان دوم به شمار آمد و اقدامات بعدی نیز موجب آن گردید که نطنز ضمیمه استان اصفهان گردد.


 
فریزهند
ساعت ۱:٥۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ دی ،۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

گزارشی از برپایی نخستین جشنواره فرهنگی هنری گردشگری روستایی و عشایری ایران

اینجا آخر دنیاست؛ آخر یکی از میلیون ها دنیای دنیا، نه یک نفر، برای صدها نفر آخر دنیاست، جاده دیگر تمام شده، موبایل هم آنتن نمی دهد. 60 گروه فیلمبرداری و تعدادی خبرنگار آمده اند تا آخر دنیا را به تصویر بکشند و بگویند گذراندن تعطیلات در این آخر دنیا چقدر خوب است، گردشگری کنید، به روستاها بیایید، فرهنگ ایرانی را در روستاها ببینید و بیاموزید. در کویر اطراف نطنز لکه سبزی به وسعت حدود 32 هکتار هست که جنب و جوش نخستین جشنواره فرهنگی هنری گردشگری روستایی و عشایری ایران را زیر سایه درخت هایش پنهان کرده است. حضور نزدیک به 30 استان در بخش های فیلم، عکس و مقاله و برپایی 12 غرفه نمایشگاهی از روستاییان و عشایر کشور در یک روستا اتفاقی مهم یا شاید باورنکردنی محسوب می شود.

 صبح زیبای روستا با صدای پای آدم ها و چرخ ماشین هایی که آرم میراث فرهنگی و نیروی انتظامی دارند روی سنگ ریزه ها آغاز می شود. مسیر روستا پر رفت و آمد شده، در راه که می آمدیم راننده با تعجب می پرسید: <جشنواره؟ آن هم در روستا؟> خود روستاییان هم برپایی جشنواره ای کشوری در روستای کوچکشان را باور نداشتند و بعضی از مسوولان لزوم برپایی آن را! روز 15 شهریورماه، صدای امتحان بلندگوها و جابه جایی وسایل داخل غرفه ها بلندتر از صدای چشمه های آب فریزهند بود که در گوشه و کنار روستا، اعماق زمین را ترک می کنند. پیرزنان و پیرمردان روی سکوی خانه ای که نمایندگی فرمانداری در آنجا مستقر شده به ردیف نشسته و پشت صحنه برگزاری یک جشنواره را تماشا می کنند. جوانی در فضای نمایشگاه راه می رود و میان غرفه ها فانوس توزیع می کند؛ شب جشنواره با فانوس روشن می شود. آخر همه راه های این منطقه است، اسمش را تا به حال نشنیده ای؛ <فریزهند.>

 بعضی از خود کاشانی ها هم نشنیده اند. برگزارکنندگان جشنواره، وجود جاذبه های تاریخی و گردشگری، محور ورودی زیبای فریزهند، آب و هوای مناسب و از همه مهم تر، استقبال گرم اهالی به خصوص دهیار روستا را دلیل انتخاب آن برای برگزاری جشنواره عنوان می کنند. تا ابیانه راهی نیست، تفاوت ابیانه و فریزهند در انتخاب مسیر از نقطه ای است که پاسگاه ابیانه نامیده می شود. محور برزرود که به چند روستا از جمله ابیانه می رسد و محور چینه رود که بعد از پشت سر گذاشتن چند روستا و راهی پرپیچ و خم، با هدایت پوسترهای جشنواره به فریزهند منتهی می شود. گردشگرانی با تورهای مسافرتی به روستا آمده و در کنار ییلاق نشینان روستا نشسته اند تا مراسم افتتاحیه جشنواره ای سه روزه که با عنوان جشنواره فرهنگی هنری گردشگری روستایی و عشایری ایران برگزار می شود و قرار است در سال های آینده تداوم پیدا کند را شاهد باشند.

اعظم خانم، زن فریزهندی با پسرش جلوجلو می روند تا راه را از میان درختان میوه باغ نشانمان دهند. این آلوی زرد که لواشک می شود، این یکی آلوی قرمز، از این سیب ها شیره سیب می گیریم و داخل میوه ها را با گردو پر و خشک می کنیم. آخر تابستان هلوها هنوز مثل سنگ سفت هستند. محصولات کشاورزی روستا چند فصل برداشت دارند، میوه های رسیده را می چیند؛ بخورید، ما درختانمان را سم پاشی نمی کنیم. پیشنهاد دهنده و مجری این جشنواره شرکت تعاونی سرزمین پر گهر است. مدیر کل تعاون نطنز در مراسم افتتاحیه از پیوند گردشگری و تعاون می گوید.... که از دو دیدگاه می توان به گردشگری نگاه کرد؛ گردشگری به عنوان صنعت و گردشگری به عنوان انتقال دهنده پیام و فرهنگ یک قوم یا ملت، و بهترین زمانی که می توان عناصر فرهنگی روستایی و عشایری را به مردم انتقال داد، هنگامی است که با ذهنی باز و فارغ از دلمشغولی های زندگی به سفر می روند. عشایر دامغان، عشایر قشقایی، روستای ابیانه، روستای میمند، روستای سنو، اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گناباد و شهرها و روستاهای دیگر، غذاهای سنتی، صنایع دستی، لباس های محلی و سنت های خود را در 12 غرفه نمایشگاهی، روی زمینی که به گفته دبیر نمایشگاه، با گلایدر برای برگزاری نمایشگاه مسطح شده است، به نمایش در می آورند.

بوی دود می آید، با هیزم آش می پزند، تنور راه انداخته اند، از غرفه ای که مثل همه با پرچین ها و برگ های درخت محصور شده صدای ساز و آواز محلی می آید و گوشه ای مردی قوی هیکل، با پیراهن ساده و شلوار گشاد مردم کویر کنار کپه ای خاک که رویش کاه ریخته ایستاده و با صبر به قسمت های مختلف آن آب می پاشد. غرفه عشایر قشقایی با صنایع دستی زیبا و لباس های سنتی که چندان به مذاق م؛مور حراست مستقر در نمایشگاه خوش نمی آید، فرهنگ و سنت های خود را به بازدید کنندگان معرفی می کند. بعضی از صنایع دستی، البته با قیمتی که حتما راه صعب العبور فریزهند در آن محاسبه شده فروخته می شود. عکس دختری قشقایی هم که دهنه اسبی را گرفته فروشی است، با صورتی که انگار از چهره های بازاری تصاویر چسبانده شده پشت کامیون و اتوبوس ها روی لباس و زمینه متعلق به عشایر قشقایی گذاشته شده است. بوی سوختن چوب می آید....

صبح روز 15 شهریور مردم نشسته اند و به صحبت های دبیر کمیته گردشگری روستایی و عشایری کشور گوش می دهند که چند ساعت قبل به روستا رسیده و تحت ت؛ثیر طبیعت زیبای منطقه، تا شروع مراسم به کوه زده است. بالاترین رشد نرخ گردشگری تا سال 2020 مربوط به اکوتوریسم خواهد بود که گردشگری روستایی و عشایری هم یکی از زیرمجموعه های آن است. فرهنگ اصیل و هویت واقعی ما در روستاها و نزد عشایر باقی مانده است، در حالی که اروپاییان دیگر چیزی به عنوان عشایر یا روستاهای سنتی ندارند. پس ایران می تواند در چشم انداز دستیابی به 20 میلیون گردشگر خارجی تا سال 1404، روی گردشگری روستایی و عشایری حساب باز کند. نمازی آینده زیبای ادامه این جشنواره را هم ترسیم می کند و ساعاتی بعد از روستا می رود، م؛موریت مدیری که از مرکز از سوی معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری برای افتتاح نمایشگاه اعزام شده، تمام می شود، بدون توجه به اینکه پشت سر خود روستایی را به جا می گذارد که برای ت؛مین نان و غذایشان از شهرها یا روستاهای اطراف با مشکلاتی از پنچر شدن چند چرخ ماشین حمل مواد غذایی تا قطع تمام امکانات ارتباطی مخابرات مواجه می شود.

 او به مراسم افتتاحیه جشنواره ای می آید و می رود که بودجه اش به اندازه ای ت؛مین اعتبار شده که برای تهیه غذای مدعوین، نزد نانوا و رستوران دار و قصاب به جای پرداخت پول، باید اعتبار گرو گذاشت. سر آخر هم میهمانان روستا ساعت 4 بعداز ظهر به ناهار و بعد از ساعت 12 شب به شام می رسند. جوان ها اطراف مردی که کاهگل درست می کند جمع شده اند و به حرف هایش گوش می کنند، او سفالگر و مرمت گر خانه های قدیمی است. در موزه سعدآباد تهران آموزش سفال سازی می داده، با آخرین سفارش کارش که 250 هزار تومان بوده به روستایی در همان اطراف رفته، خانه اجدادی اش را بازسازی کرده و در آن ساکن شده است. او بعد از 15 سال گله های روستا را به کوه برده است، در خانه اش برای بچه های روستا کلاس سفالگری برگزار می کند و سعی دارد ارزش های روستاها را به جوانان نشان دهد. مازیار آل داوود زمانی که 70 درصد بافت سنتی روستای گرمه از میان رفته، برای حفظ آثار به جامانده از معماری سنتی روستایش به سازمان میراث فرهنگی پیشنهاد داده که یک میلیون تومان برای مرمت هر خانه روستایی وام بدهد ولی مورد قبول واقع نشده است.

پیگیری هایش به هر حال نتیجه بخش بوده و او اکنون در حال مرمت قلعه بیاضه است. آل داوود برای شرکت کنندگان در نمایشگاه ساز می زند، شب ها بیدار می ماند تا غذای سنتی میهمانان را بپزد، دستمالی به سر می بندد، بالای سر دیگ ها می ایستد و در کاسه های سرامیکی که به میهمانان داده شده، کال جوش، عدسی و تاس کباب می ریزد. او روستای خودش را به اقامتگاه میهمانان ایرانی و خارجی تبدیل کرده ؛ 25520 تخت برای میهمانان خارجی و 50040 تخت برای ایرانی ها که همه فصول پر است.

مدرسه روستا را هم برای این منظور اجاره می کند و به مردم روستا آموزش می دهد که چطور خانه هایشان را برای اقامت گردشگران آماده کنند. گردشگرانی که میهمان گرمه می شوند از طبیعت منطقه، شن های روان، دریاچه نمک، روستای مصر، نخلستان ها، معماری روستا، قلعه قدیمی، کاروانسرا و آب انبار آن بازدید می کنند. مردی که یک تنه مسوولیت بخشی از این جشنواره را به دوش می گیرد، کودکانی در مسابقه کاهگل سازی، خانه ها و قلعه هایی با معماری سنتی می سازند و حتی سلام گرم مردم فریزهند که از کیسه های خود به میهمانان روستا سیب تعارف می کنند، بضاعت کمی برای گردشگری روستایی نیست. ولی فراموش شدن وعده های کمک به برگزاری جشنواره و محدود شدن اقامتگاه های وعده شده میهمانان به چند خانه روستایی، از تضادهای رفتاری است که مشکل می توان آن را درک کرد؛ پیرمرد 80 ساله روستا از اینکه غرفه ای در جشنواره برای فروش محصولاتش نیافته ابراز ناراحتی می کند، محصولات میوه و خشکبار به قیمت های تخیلی عرضه می شود و در مقابل، زنی با خوشرویی در خانه 150 ساله اش را به روی میهمانان می گشاید تا معماری قدیم روستا را ببینند و میهمانان جدیدی را دعوت می کند تا بر کسانی که در خانه اش اسکان یافته اند، بپیوندند. تغییر وضعیت تراکم گردشگر در چند روستا و منطقه شناخته شده و محروم ماندن بقیه روستاهای کشور از گردشگر از اهداف برگزاری این جشنواره است.

 اکبر رضوانیان، دبیر نخستین جشنواره فرهنگی هنری گردشگری روستایی و عشایری ایران می گوید: <در زندگی عشایری جاذبه هایی وجود دارد که هیچ مانندی در دنیا ندارد ولی شاهد از بین رفتن تدریجی آنها هستیم. اگر کمی توجه کنیم، میانگین سنی اهالی روستاها و عشایر ایران بسیار بالا رفته است، جوانان مهاجرت کرده اند، بافت های سنتی روستا هر روز کمرنگ تر شده و جای خود را به بافت بی روح و مصنوعی شهری می دهد، پس برای جلوگیری از این نابودی باید فکری کرد.> سه روز مانده به نیمه شعبان بنا بر سنت قدیمی فریزهندی، خیرات اموات در روستا پخش می شود. قبرستان، همچون روستا با پستی و بلندی های کرکس همزیستی دارد. روی سنگ قبرها پسوند فریزهندی تکرار شده و قبرها به نوبت از شیب کوهپایه بالا رفته اند. آفتاب که غروب می کند هنوز سیاهی هایی هستند که کوهپایه را به آب چشم سیراب کنند و بعد سینی به دست با شیرینی، انگور و سیب های زیبای باغ های اطراف برای مردگان دعای خیر بفرستند.

 در این روستا مردم با خاله و عمو خطاب می شوند. دختر خاله حالت چطوره؟ سلام عمه! ولی زمستان که می شود از 90 خانوار روستا، فقط 15510 خانوار در روستا باقی می مانند و بقیه به خانه هایشان در شهر می روند. از این رو فریزهند تنها یک دبستان دارد که دیوار آن پس زمینه برنامه های جشنواره است. سرود ملی ایران پخش می شود، پیرزن چادر سفیدی که دستش را گرفته و تا صندلی رسانده اند، هاج و واج به اطراف نگاه می کند، همه ایستاده اند و او هم با تکیه بر عصا و صندلی های اطراف سعی می کند بلند شود. دهیار روستا متنی را که به نگارش آن توجه چندانی نشده، می خواند و بعد از هر جمله تشکرآمیز صلواتی از جمعیت می خواهد.

جمعیت زیر سایه درختان گوش تا گوش نشسته اند. فرماندار نطنز سابقه بالای شهریت این شهر را در یک جشنواره روستایی به رخ می کشد و از دستیابی به چرخه سوخت هسته ای نطنز که موجب شده نام این شهر بر سر آنتن های دنیا بدرخشد می گوید، مفاهیمی که برای مخاطبان یک جشنواره گردشگری روستایی و عشایری غریب است و برای استفهام آن، جمله های فرماندار را تکرار می کنند. حمام قدیمی روستا فضاهای حمام های قدیمی ایرانی را به ابعادی کوچکتر درآورده است. چند روز پیش از برگزاری جشنواره این حمام به موزه تبدیل شده و مردم منطقه اشیای مورد استفاده در زندگی روزمره شان را به سلیقه خود در آن چیده اند. مردم روستا می گویند که این حمام در برابر زلزله 8 ریشتری هم مقاومت دارد. پلکان تیز و منحنی خاص بناهای روستا، کمی آنسوتر از میدان اصلی، به فضای دیگری در زیر زمین می رسد که مسجد فریزهند است.

یکی از دو منبر 800 ساله روستا در این مسجد قرار دارد. بخشی از 105 اثر عکس راه یافته به بخش پایانی جشنواره در این مسجد به نمایش گذاشته است. تیرهای چراغ برق فریزهند، باجه های تلفن عمومی و خط کشی و نشانه گذاری جاده روستا از جمله امکاناتی است که با جشنواره به فریزهند آمده است. اما همه وعده های سازمان های دولتی هم عملی نشده اند. مخابرات طی صورتجلسه ای که به امضا رسیده قول داده بود سیستم تلفن همراه روستا را راه بیندازد و شوراهای روستایی و فرمانداری در همین دست نوشته ها وعده هایی داده بودند که بعضی از آنها پشت تریبون تکرار شد؛ صحبت از آسفالت شدن معابر که پیش آمد، مردم روستا از ابراز شادی شان خودداری نکردند.

سخنران بعدی پشت تریبون می رود؛ می گویند ایران از نظر اقلیمی جزو 5 کشور برتر جهان است، 14 نوع اقلیم دارد، رتبه دهم در میراث فرهنگی و آمارهایی ارائه می دهد که از بر می توان ادامه شان داد. از همکاری ها تشکر می کنند، فهرستی بی پایان از مدیران ردیف شده که با رفتن هر سخنران پشت تریبون طولانی تر می شود، چون سخنران قبلی هم باید به این فهرست افزوده شود. جمعیتی که برای دیدن مراسم افتتاحیه آمده اند تا نیمه های مراسم به یک سوم می رسند. تنها اکبر رضوانیان، دبیر جشنواره است که از روستاییانی که در برپایی جشنواره شرکت داشتند و کسانی که از دو ماه قبل برای برپایی جشنواره ای با کلمه نخستین در عنوانش، تلاش کرده اند، تشکر می کند. بسیاری از شرکت کنندگان به خاطر پیشوند نخستین جشنواره وارد روستای فریزهند شدند.

 اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان گناباد به همین دلیل از شرکت در نمایشگاهی که همین ایام در تبریز برگزار می شود صرفنظر کرده و به کوه های کرکس آمده است. شب فریزهند سرد است و آسمانش کویری، ستاره ها و ماه درخشان کویر میان برگ های سبز درختان بلند. صدای بم قدم هایت حتی در معابر شیب دار و خاکی روستا هم می تواند خواب لکه سبز کویر را بر هم بزند، در کوچه ها که راه می روی انگار راهروهای خانه ای است که گام هایت هر لحظه ممکن است کسی را در اتاقی از خواب بیدار کند. قلعه قدیمی روستا بر شب و درختان مشرف است، نمایشگاه جشنواره بخشی از روستا را روشن کرده و صدای ساز محلی در کوه ها می پیچد. فریزهند که برای فرار از دست دشمنان قلعه ای با دو خروجی، یکی منتهی به خروجی شرقی و دیگری به خروجی جنوبی روستا دارد، هرگز چنین شب های روشنی را ندیده است.

 نخستین جشنواره فرهنگی هنری گردشگری روستایی و عشایری ایران در روستایی برگزار شد که ییلاق نشین است و بیشتر مردم آن فارسی را بدون لهجه صحبت می کنند. اما جشنواره روستایی در زندگی همین مردم هم اتفاق مهمی بود که تنوع و شادی به زندگی روزمره شان بخشید. ادامه این جشنواره با روستاهایی که تعلق مردم آن به دلیل زندگی دائم در روستا بیشتر است، شاید تجارب بهتری در حافظه گردشگری روستایی به جا بگذارد. هر چند که دبیر کمیته گردشگری روستایی و عشایری سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری معتقد است در هر حال هم مردم روستا و هم گردشگران باید برای گردشگری روستایی آموزش ببینند؛ روستاییان و بخصوص دهیاران، برای اینکه مزایای ورود گردشگر را دریابند و گردشگر را مزاحم تلقی نکنند، و گردشگران، به خاطر آنکه وقتی وارد روستایی می شوند متعرض آداب، سنن و ارزش های آن روستا نشوند.

 علی آقا که خبرنگاران ویژه نامه جشنواره با او مصاحبه کرده و پرتره زیبایش در این نشریه چاپ شده است با افتخار در روستا راه می رود و میهمانان را با وانت قرمز قراضه اش که اسمش را گذاشته <دمپایی> تا چشمه سرخ می برد... حالا خیلی ها فریزهند را می شناسند، مجسمه ها و خانه های روستایی کاهگلی در فضای نمایشگاه چیده شده، 60 گروه فیلمبرداری روستا را به تصویر کشیده و نخستین خط اینترنت آنلاینی که برای روستا کشیده شده، اخبار و تصاویر بسیاری را مخابره کرده است.

 فریزهند این خبر را می شنود که در مرحله نخست اجرای طرح جامع روستاهای هدف گردشگری، در مناطق عشایری کمپ هایی برای گردشگران ایجاد می شود تا بتوانند با زندگی در کنار عشایر، از محصولات غذایی آنها استفاده کرده و با کارهایی مثل دوشیدن شیر گوسفندها و تهیه محصولات عشایری حس زندگی عشایر را تجربه کنند. پروژکتورها خاموش می شود، اما چراغ معابر فریزهند روشن می ماند، میهمانان تنها راه خروجی ماشین روی روستا را در میان درختان گم کرده اند.

 نویسنده: مریم پاپی


 
دیدنی ها ی طرق رود
ساعت ٤:٠٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ دی ،۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

برخی از دیدنی ها ی طرق رود:

۱-امام زادگان ۴ بزرگوار۲-مسجد جامع دوره ایلخانان

۳-حسینیه محله بالا۴-حسینیه محله پایین

۵-دژدوره اشکانیان(قلعه طرق) ۶-دریاچه(استخر)

۷-استخر چهار سامون ۸-سروخوابیده

۹-چنار۱۳۰۰ساله ۱۰-عمارت ۴۰دختران

۱۱-آسیابهای قدیمی۱۲-چشمه تل اوگری

۱۳-معادن سنگ تراورتن۱۴-معدن سنگ سرخ

۱۵-دشت بزرگ ده زیره۱۶-دشت های زعفران

۱۷-گورستان (مسلمانان وزرتشتیان)۱۸-مینجوین

۱۹-حمام هانی۲۰ حمام سلطان بابااحمد

۲۱-قلعه سنگی ساسانی۲۲-کوههای کرکس

۲۳-نخل های حسینیه ها۲۴-کمر باقروطرق

۲۵-آب چیک چیک۲۶-دشت گوری

۲۷-چشمه باغستان بالا۲۸-باغستانهای بالا وپایین

۲۸-باغستانهای یحیی أباد وکوهن۲۹-لادریجه

۳۰-زبان باستانی طرقی(شنیدنی نه دیدنی)و...

 

با تشکر از دوستان طرقی در ارسال این مطالب


 
نقشه این روستاهای قدیمی
ساعت ۳:٤٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ دی ،۱۳۸٧  کلمات کلیدی:


 
در وصف بیدهند
ساعت ۳:۱٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ دی ،۱۳۸٧  کلمات کلیدی:
خوشا بیدهند خوش منظر خوشا شازده سلیمانش
خوشا کوه پر از برف و خوشا باغ و گلستانش
خوشا آن مردم خوش صحبت و خوش خلق و خوش سیما
خوشا آن لهجهء شیرین تر از صد جعبه سوهانش
خوشا الگ و انارو قیصی و انگور و شامیوه ش
خوشا بادام و گردو های خوش طعم فراوانش
خوشا روز زیارت پای  آب سرد اون چشمه
که بود از کوه کرکس  منشاء آن چشم جوشانش
خوشا آن روز های دیدن آن مهربان خاله
خوشا آن  تخم مرغ نیمرو با سبزی و نانش
خوشا در کوچه های سنگی اش سرخوش دویدن ها
پریدن از روی دیوار ها درباغ وبستانش
صفایی داشت دالان خنک در آن امامزاده
خصوصاً روضه خوانی های ملا نادعلی خانش
چه آواز خوشی این پیرمرد باصفا می خواند
تو گویی درس خواندن داده آن تاج صفاهانش
منه دل تو بر این دنیا که دنیا نیست جز افسوس
نه موسی ماند و نه فرعون ونه انصار و اعوانش
عجب بامعرفت مرد کتابی بود این ملا
که صد ملا بباید نوکرش گردند و دربانش
خوشا ماره خوشا جورره خوشا آن چشمهء کوله
خوشا گلهای صحرایی خوشا عطر گیاهانش
الهی بادرود و برزرود و چیمه رود ما
همیشه در امان  ماند ز شر نارفیقانش
نویسنده:
پسرخاله

 

با عرض تشکر از پسر خاله و عرض پوزش از ایشان در  تاخیر درج این شعر بسیار زیبا.


 
جاذبه های تاریخی نطنز
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:
اگر تاریخ نطنز را بخواهیم جدا از تحقیقات دیرنه تمدنی بدست آورده شده اخیر(مانند کشف استفاده از ذوب آهن در منطقه اریسمان نطنز)در نظر بگیریم، یعنی فقط از آثار و ابنیه بجای مانده ، تاریخ نطنز به دوران قبل از اسلام باز میگردد . نطنز به لحاظ جغرافیایی یعنی هم از نظر دارا بودن آب و هوای خوب و هم از نظر قرار داشتن در مرکز ایران از ازمنه قدیم(ساسانیان) شکارگاه و تفرجگاه شاهان بوده که هم در مرکز حکومتی خود امنیت بیشتری احساس شده هم در مواقع لازم به دیگر نقاط دسترسی داشته ، که ویژه گیهای این موقعیت موجب شده که در گذشته نطنز محلی برای عبور و تلاقی کاروانها و دادوستد آنها گردد،
 وجود چندین کاروانسرا در مرکز امروزی شهر نطنز نشاندهنده این مورد مانند کاروانسراهای "هال وین(هلال بین)، ملاعباس و علی اکبر که در مرکز شهر واقع هستند و ساختمان آنها مربوط به عهد صفوی میباشد ، اهم آثار تاریخی نطنز که امروز کماکان چه مورد استفاده و چه پابرجا باشد به دورانهای سلجوقیان و ایلخانیان و تیموریان و صفویان باز میگردد که برای تاریخ هریک سنگ نبشته ها و کتیبه هایی موجود است. منباب تعریف هزارسال پيش مسجد جامع نطنزساخته شده، يعني۳۶۲ قمري و 315

سال بعد، مسجد فعلي به مسجد قبلي اضافه شد. مسجد اوليه روي خرابه هاي آتشكده ساساني ساخته گردید. خانقاه و بقعه شيخ عبدالصمد از دیگر ابنیه ای میباشند که در کنار مسجد جامع واقع است . همچنین بخشی از آتشکده که مربوط به دوره ساسانی میبوده امروزه در جبهه شمالی خانقاه قرار داشته که ساختمان این آتشکده از چهار طاقی ساسانی و گنبد سنگی تشکیل گردیده که در حال حاضر چهار پایه و دو دهانه طاق آن باقی است . بطور کلی با ورود به نطنز از سمت جاده قدیمی کاشان-نطنز ، از همان اولین محله یعنی باغستان و سپس خود قصبه مرکزی نطنز و بعد از آن محله افوشته(افراشته)و بعد محله های مزیدآباد و سرشک هر کدام دارای ابنیه تاریخی اهم از مسجد ، آرامگاه ،

حسینیه ، عصارخانه می باشند ، دیگر مکانهای قدیمی باغهایی است که به دوران شاه عباسی مربوط بوده مانند باغ تاج آباد در مسیر طرق رود و باغ عباس آباد در مسیر پل هنجن . گنبدباز واقع در کوهی مجاور مرکز شهرستان نطنز می باشد که گویند محل دفن باز شکاری شاه عباس بوده که به فرمان وی ساخته شده ، این بنا بشکل یک بنای هشت ضلعی می باشد که گنبدی بروی آن واقع شده ، که ما امروز میتوانیم از پائین آنرا بصورت بنایی کوچک با دارای چند روزنه مشاهده نمائیم ، این بنا که به گنبد باز مشهور است ، موجب گردیده کوهی را که برفرازش این بنا واقع شده به کوه گنبدباز معروف گردد. همچنین قلعه هایی در اقسانقاط نطنز وجود دارد که نشان از وجود دوران نا امنیست یعنی جدا از وجود خانه ها در روستاها قلعه ای در مجاورت روستا وجود داشته که گویا در مواقع ناامنی جهت زندگی به آن وارد شده که بعدها اتاقهای این قلعه ها محلی گردید برای ذخیره آذوقه روستائیان که نمونه ای از این قلعه ها را میتوانید در روستای هنجن در مسیر جاده قدیم کاشان-نطنز مشاهده کرد، البته در دیگر روستاهایی نیز این قلعه ها بتناسب جمعیت آن وجود داشته ولی متاسفانه در گذشته بعلت استفاده از تیرچوبی و سنگ آن این قلعه ها تخریب گشته و فقط اسم یا آثاری از چارچوب دیواره ها و یا سردر آنها

باقی مانده مانند قلعه روستای صالح آباد(ننی) در مجاور باغ عباس آباد مسیر "پل هنجن-نطنز" . و اما از دیگر قلعه ها "قلعه وشاق" است که بعلت واقع شدن در کوهی صعب العبور دسترسی به آن تا حدی غیر

ممکن بوده ، خصوصیات این قلعه بهمانند قلعه های بابک و الموت بوده، بطوریکه از اسم وشاق میتوان تفسیر کرد این نام در گذشته به اشخاصی که به فقیران و مستمندان کمک میکرده اند اطلاق میگشته که از دیدگاهی دیگر به این عیاران "یاقی" نیز میگفتند بهرترتیب تاریخ دوران قلعه وشاق مربوط به قبل از صفوی و تیموریان بوده یعنی شاید مربوط به دوران ناامنی مغولان یا دوران علویگری ایرانیان در عهد خلافای عباسیان .

مردم و فرهنگ

 

نطنز هفتاد روستا دارد. به قول اورانسكي زبان شناس روس، در وستاهاي طار، طرق، كشه،و چیمه مردم هنوز به زبان راجی(گویشی از فارسی قدیم)حرف می‌‌زنند.مردم نطنز، هميشه در پرورش گل و باغ سازي،مشهور بوده اند. به علت ارتفاع زياد و نزديك بودن به كوير، هواي نطنز بسيار تميز و نفس كشيدني است. در كوه هاي اطراف نطنز(کرکس) ، قلعه اي هست به نام قلعه وشاق كه پناهگاه اسماعيليه بوده است. اين قلعه بالاي صخره قرار گرفته و دسترسي به آن برای افراد معمولی غیر ممکن میبوده که به نقل قولها آمده رفتن به بالای آن بتوسط غٌل و زنجیر بوده.زبان : زبان مردم نطنز یکی از گویشهای قدیمی زبان پارسی میبوده ، که در بخشهایی دیگر استان اصفهان مانند خوانسار و ... بدان تکلم می شود و اگر از سوی بخش کویری نطنز بدان سوی دشت کویر

یعنی سمنان برویم باز این زبان با گویش و لهجه ای متشابه رایج میباشد ، و چنانچه اگر کتابت صحیح را معیار زبان شناسی قرار داده باشیم گویش شمیرانی و همچنین مازندارانی و...با کمی تغییرات بهمین منوال بوده ، ولیکن طریقه تلفظ کلمات از سوی روستائیان تا به امروز موجب گشته که از لحاظ ظاهر و سریع الهجه بودن(مانند مازنی ها)پنداشته شود که گویی فرقی بین این زبانها است ، بهمانصورت که اگر سری به روستاهای نطنز بزنیم در بخشهای مختلف آن شاهد خواهیم بود که مردم در تلفظ کلمات و بیان جملات هر کدام بنحوی کش و قوس های خاصی در تلفظ کلمات داده ، بطور مثال: کلمه "کوی" که در پارسی قدیم بمعنای منزل و سرای یا خانه میبوده هر کدام از روستاهای نطنز به شیوه ای آنرا تلفظ نموده در ابیانه به آن "کیا" گفته میشود در کشه "کیه" تلفظ میشود و در بیتند(بیدهند)"کی ی" و در کالیجان "کویه" ،در چیمه"کی یه" این تفاوت موجب شده تا هرکدام از اهالی روستاهای نطنز در صحبت با زبان ولایتی با یکدیگر به محل و روستای هم پی برده ! .

مراسمها 

 پنجشنبه بازار که از اعصار گذشته در قصبه مرکزی نطنز برگذار ،محلی بوده برای دادوستد که این سنت تا به امروز کماکان ادامه داشته ، که میتوان زیبائی خاصی را از حضور روستائیان مشاهده نمود.دیگر مراسم مرسوم در نطنز همان مراسمهای رایج در ایران بوده منتها با یک ویژه گیهای خاص مثلاً بیشتر در گذشتها که مراسم عروسی در روستاها برگزار میگردید با یک شوروحال خاصی بود بطوریکه چند روز طول میکشید مانند مراسم حنابندان،طبقکشی و... ، مراسم مذهبی مانند بلندکردن

نخل در روز عاشورا و دور چرخاندن آن میباشد که همچو دیگر نقاط است و از دیگر مراسم رفتن به زیارت امامزادگان و اهل قبور در شبهای "برات" است که به شب نیمه شعبان گفته میشود یعنی در بعدازظهر روز چهاردهم ماه شعبان اهالی بر سر قبور رفتگان خود خیرات و نذورات گذاشته .

لباس : در مورد لباس مردم نطنز باید گفت که امروزه بجز ابیانه(آخرین روستای واقع در رودخانه برزرود)که بخش عمده ای از فرهنگ گذشته خود را هنوز حفظ داشته،دیگر نقاط به صورت معمول بوده ، البته بغیر از

لباس از دیگر نکات که هنوز در ابیانه حفظ مانده خانه ها با دروپنجره های قدیمی آن است ،بطورکلی مردم ابیانه بنا به هر عللی تا امروز در حفظ آنچه که مربوط به فرهنگ گذشته است از دیگر نقاط سرآمد داشته بطوریکه ما در گویش زبانی نیز این اختلاف را شاهدیم تاجائیکه گویش فرس قدیم در ابیانه هنوز رایج بوده که به گفتهً بعضی زرتشتیان یزد آن را فهم کرده .

صنایع دستی : یکی از صنایع موجود در مرکز نطنز چینی آن است که هنوز بروش دستی تولید میگردد ،

همچنین یکی دیگر از مشاغل گذشته نطنز حلاجی یا همان پارچه بافیست ، که هنوز بعضی از این دستگاه های قدیمی موجود میباشد . ریسندگی و قالی بافی یکی دیگر از کارهای دستی مناطق نطنز

است که دومی یعنی قالی بافی آن هنور در روستاها رایج بوده و تولیدات آن به بازار فرش کاشان گسیل میگردد ، شیلونگری یکی از کارهای قدیمی موجود در بازار نطنز بوده . بازار شهر نطنز شامل دو قسمت

می باشد که محله قدیمی آن که به پشت بازار معروف است روزگاری بازار قصبه مرکزی نطنز بوده،که در آن آهنگری ،شیلونگری(قفلسازی)،نجاری و خراطی از کارهای متداول آن عصر بوده ، که تا همین اخیراً

پیرمردهای بازمانده از آن دوران با غیرت و صلاوت به کار خود ادامه میدادند .

موقیت جقرافیایی

 

آبادیهای(روستاهای)نطنز در پنج بلوک تشکیل یافته که این بلوکات یا همان رودخانه ها همگی تامین حوزه آبریزی خود را از مجموع کوه های کرکس بدست آورده که بشرح ذیل میباشد:

بـرز رود  : از روستای معروف ابیانه آغاز و بترتیب طره ، برز ، کمجان ، یارند ، هنجن

چیمه رود:شامل روستاهای بیدهند(بیدتند)،فریزهند(فریزند)،تکیه سادات،چیمه،ولوگرد،هنجن

طرق رود :شامل روستاهای کشه،طار،یحیی آباد،طرق،مزده،نیه،ربط سنگ،رحمت آباد،حسن آباد،تاج

آباد،ابیازن،میلاگرد , اسپدان،نسران

باد رود :متین آباد،فمی،ده آباد،خالدآباد،آقاعلی عباس،باد،اریسمان،خداوندآباد،قلعه گوشه

بلوک مرکزی:از دو روستای اوره و تامه سرچشمه گرفته و به قصبه مرکزی وارد شده که از آنجا روستاهای

پیرامون قصبه مرکزی به دو مسیر منتهی گشته یک مسیر به سمت بادرود شامل روستاهای

جاریان،خفر، کندس،دستگرد،جزن،حل آباد و مسیر دیگر که امروزه پیوسته بهمان خیابان اصلی و قدیمی

نطنز میباشد شامل روستاهای رهن،,وشوشاد،افوشته،اوشته،مزیدآباد،سرشک میباشد که هرکدام از

این محلها دارای ابنیه تاریخی میبوده که در قسمت جاذبه های تاریخی بدان پرداخته میشود.


همچنین رودخانه ای در بخش شمالی کوه های کرکس میباشد بنام "لاکژ" که روستای صالح آباد(نی

نی) و مزارع لاکژ و عباس آباد و احمد آباد و همچنین کالیجان مشرب از آن می باشند.


توضیحات : بخش غربی کوه های کرکس دارای رودخانه ای بنام سٌه رود میباشد که شامل

روستاهای:سٌه،بیدشک، دهلر،کلهرود میبوده که بعلت بٌعدمسافت با مرکز اداری نطنز به شهرستان میمه

ضمیمه گردیده.

 آب وهوا:

مناطق نطنز بعلت ساختار اقلیمی دارای چندین نوع وضعیت آب و هوائیست ،یعنی شامل معتدل کوهستانی و کوهپایه ای و دشت و کویری می باشد، که در نتیجه روستاهای مشرف به دامنه قله های

کرکس دارای آب و هوای خنک و معتدل کوهستانی است.خود مرکز شهرستان نطنز دارای آب وهوای معتدل کوهپایه ایست ،و روستاهای واقع در بخشهای بادرود دارای آب و هوای خشک و گرم می باشد،بطوری که با کشت باصطلاح زمستانه اولین میوه های نوبرانه به بازار تهران روانه میشود ، مانند سیفیجات یعنی میوه های بوته ای، همچنین در قسمتی از این نواحی درخت نخل خرما نیز قابل حصول بوده،حوزه بخش کویری نطنز همین منطقه بادرود می باشد ، و اما روستاهای واقع در دامنه قله مرتفع

کرکس که به ارتفاع حدوداً 4000 متر میباشد آب و هوای سردی داشته مانند روستای بیتند(بیدهند) و تامه، چرا که در قسمتهای از قله کرکس تا فصل تابستان برف موجود بوده ، تامین آب دو روستای یاد شده

از برف زمستانی میباشد ، سایر روستاهای واقع در قسمتهایکوهستانی کرکس دارای آب وهوای معتدل کوهستانیست ، گیاهان طبیعی در این قسمت مانند زیره و حتی زرشک کوهی می باشد. گیاه "گون" که کتیرا حاصله از این گیاه می باشد به فراوانی یافت میگردد ، "اسپندانه" یکی از بوته های است که در کوهپایه و دشتها بفراوانی یافت شده، به غیر از بو دادن اسپند در مراسم ، اهالی روستاها از قدیم با آن شمایلی خاص درست کرده که طبق رسوم گذشتگان در اغلب خانه های روستائیان بر سر در و دیوار اتاقها موجود است ،این شمایلها ساخته شده بسته به ذوق و هنروری دارای طرحهای زیبائی بوده. کشتهای اهم گندم ، سیقیجات ، پنبه ، و پرورش میوه های درختی می باشد که از گذشته دیر مردان نطنزی در باغ داری و پرورش گل شهرت می داشتند ، گلابی نطنز یکی از تفحه های آن دیار است ،

ابریشم کشی یا نوغان یکی از کارهای موجود در نطنز میبود که وجود ساختمان قدیمی نوغان نطنز موید

این موضوع می باشد ، تاسیس ادره نوغان نطنز مربوط به سال ۲ ۱ ۳ ۱ شمسی است .


 
تاریخچه یکی از کهنسال ترین روستاهای ایران زمین (بیدهند)
ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ خرداد ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

روستای بیدهند در دامنه کوه کرکس قرار  گرفته که از شمال با روستاهای چیمه و تکیه و فریزهند همسایه می باشد و از شرق و جنوب و غرب به کوه کرکس که یکی از کوههای بلند رشته کوه زاگرس می باشد منتهی می شود.

  قدمت تاریخی این روستا طبق روایات و آثار باقیمانده حدودا" به 2500 سال پیش بر می گردد .

   در این روستا می توان آثاری از قبرهای به طرف بیت المقدس وآثار زرتشتیان و مغولها و ... مشاهده کرد که نشان از قدمت بالای این روستا دارد .

  به روایت اهالی مردمانی که به علتهای مختلف از شهرهای خود کوچ کرده بودند به این مکان آمده و این روستا را بنا نهاده اند که به آنها " بی ده " می گفتند که بعدها نام آنجا را بیدهَند نهادند .

    وبه روایتی دیگر بیدهند به لهجه محلی یعنی VEHEND که از دو کلمه VEH  یعنی بهترین و کلمه END یعنی آخر که در مجموع یعنی "بهترینند"  تعبیر می شود.

   طبق آثار به جا مانده و روایت اهالی ، این روستا چندین بار خالی از سکنه شده که یکی از عوامل را می توان قرار گرفتن این روستا بر روی یک گسل بزرگ زلزله دانست و نیز شاید عامل دیگر را می توان فورانهای آتش فشانی کوه کرکس دانست که هم اکنون نیز در دامنه آن می توان گدازه های آتش فشانی را یافت و نیز می توان یکی دیگر از عوامل را خشکسالی و قحطی های طولانی و سیل دانست.

   به گفته اهالی معادنی ازجمله گوگرد نیز در اطراف این منطقه کشف شده است و نیز رگه هایی از سنگ مرمر نیز وجود دارد که به علت پی گیری نکردن مساله این رگه هنوز دست نخورده می باشد .

   زبان محلی روستا به زبان زرتشتی بر می گردد .

   در این روستا مرقد مطهر برادر حقیقی امام رضا (ع) قرار دارد که در زمان حکومت مامون عباسی به شهادت رسید.

   به روایت اهالی قدمگاهی از امام زاده ابراهیم بن موسی بن جعفر که مقبره مبارک ایشان در نرمی اصفهان قراردارد در دامنه کوه کرکس به نام " پااِسپرادین "قراردارد که گویی این امام زاده در حرکت خود به طرف اصفهان عصای خود را در این منطقه به زمین می زند که درختی  با  قدمت چندین ساله  در پای  آن روییده است واکنون به یک محل زیارتی و تفریحی تبدیل شده است و باز به روایت ، قدم گاههایی از چهل دختران که از یاغیان و دشمنان فرار می کردند در این منطقه یافت می شود.

مردمان این روستا از مهربانی ، فداکاری، مهماندوستی ، گذشت ، ایثار ، شجاعت و ... شهره خاص و عام اند به طوری که از نظر شجاعت گفته اند که چندین بار یاقیان بسیاری به این روستا حمله کرده اند از جمله نایب حسین و ماشااله خان کاشی که مردان روستا با شجاعت و از خود گذشتگی تمام در مقابلشان از ناموس و  کیان خود دفاع کرده اند .


 
باز هم از بيدهند
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ خرداد ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

 
بيدهند
ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ اردیبهشت ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

 
بيدهند
ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ اردیبهشت ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

خوشا اطراف بيدهند وخوشا باغات و بوستانش
خوشا آن مزرعه ماره و آن آب فراوانش

خوشا جورره خوشا دجر خوشا در چشمه کوله
که لذت دارد آن نهار وچاي قليانش

تراوت دارد آن چشمه به هر سوي بنگري
بيني سراسر سبز وخرم گشته هم کوه و بيبابانش

خوشا پا اسپرادينو ؛ خوشا  رودخانه کرکس
که هست آب  فراون و خورشد سوي بوستانش

خوشا رودخانه گلتنگ وآن آرامش کوهش
که باشد با صفا وساکن و پر سبز ايوانش

سلام بر مردم بيدهند وآن آداب وسنتها
که دارند يکديگر را دوست هم با لطف و احسانش

خوشا در چشمه حيدر ؛ خوشا پاي درخت بيد
که سازد روح را تازه ؛ ز آب صاف و جوشانش

به پايان ميبرم دفتر  ز اوصاف ده بيدهند
ز آفات و بليات و ز سرما و طوفانش

رقم زد  مصطفايي شعره نقض دلکش و زيبا
به وصف بيدهند و مردم پاک و نياکانش

با تشکر از آقاي مصطفايي در سرودن اين اشعار زيبا


 
روستاي زیبای بيدهند ( مزرعه جوره ) از نگاه دوربین
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ اردیبهشت ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

 
باز هم از شهر ديدني نطنز
ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ فروردین ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

 


 
شهر ديدني نطنز
ساعت ۱:٤٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ اسفند ،۱۳۸٥  کلمات کلیدی:

مسجد جامع نطنز

کوه گنبد باز

 

 گنبدباز

اين گنبد بربلندترين نقطه كوهي به همين نام بنا شده است .
    
در كتاب تاريخ زندگاني شاه عباس اول درباره چگونگي ساخت اين گنبد چنين آمده است: "شاه عباس

اول اغلب تمرينات لشگري خود را در دشتي بين نطنز و اردستان انجام مي داد و شكارگاه هايي نيز در

اين حوالي بود ودر اين شكارها، بازهاي جنگي و شكاري شركت داشتند، در سال 1001 هجري قمري كه

شاه عباس به اردستان و نطنز رفته بود، يكي از بازها كه مورد توجه شاه بود و به "بازلوند" شهرت داشت

در جنگ با عقابي زخمي شد و پس از چندي مرد و موجب ملال خاطر شهريار سرافراز گشت... و در حين

توجه، اشاره عليه براين موجب صادر گشت كه حكومت پناه "نجم الدين محمود بيك" حاكم نطنز در

مقامي مرتفع عمارت عاليه اي جهت دفن "بازلوند" طرح اندازد... و جناب حكومت پناه اطاعت حكم نمود و

برقله كوهي رفيع (در همان مكان كه عقاب، باز را صيد كرده بود) گنبدي عالي طرح افكند و در عرض اندك

زمان به اهتمام او به اتمام رسيد... و اگر كسي ملاحظه آن عالي بنا بنمايد، مي داند كه چه زحمت در

اتمام آن بنا رفته و چه مبلغ زر در آنجا خرج شده... و مصالح آن تمامي از شهر نطنز برقله آن كوه كه يك

فرسنگ است به پشت آدمي برده اند ... " 
    
     
    
بقعه سيدحسن واقف 
    
بقعه سيدحسن واقف از جمله آثاري است كه حدود سال 859 هجري قمري برروي تپه سنگلاخي در محله "افوشته" نطنز بنا شده و در قلعه اي كه با ديوار خشتي محصور شده است، قرار دارد. بقعه سيدحسن واقف بنايي هشت ضلعي و داراي گنبدي با كاشيكاري فيروزه اي است .
    
آرامگاه واقف داراي صندوق منبت كاري نفيسي است كه آيت الكرسي و نام دوازده امام باخطي زيبا برآن نقش بسته است .
    
     
    

مسجد جمعه (جامع) 
    
مسجد جمعه يا مسجد جامع نطنز مجموعه اي از چندين بنا است كه اين بناها در دوران الجايتو خدابنده و پسرش ابوسعيد بهادرخان به ترتيب زير ساخته شده است :
    
    - مسجد بين سالهاي 704 تا 709 هجري .
    
    - بقعه شيخ عبدالصمد به سال 707 هجري .
    
     - ايوان جلوخان خانقاه در سال 716 و 817 هجري .
    
     - مناره كه تاريخ پايان بناي آن سال 725 هجري نوشته شده است .
    
يكي از مورخان به نام "آندره گدار" درباره بناي مسجد جمعه نطنز كه از نظر سبك معماري در نوع خود كم نظير است و نشانه هايي از معماري چند دوره را در خود حفظ كرده است، مي نويسد: "مسجد كه نسبتاً از خرابي محفوظ مانده مركب است از يك شبستان هشت ضلعي گنبددار مشرف برصحني كه چهار ايوان دارد. اضلاع صحن را دهليزها و نمازخانه هاي مختلف به هم متصل مي سازد. اين مسجد از سمت شمال و مشرق و جنوب محدود است به كوچه باريكي كه چون به مدخل بزرگ مسجد و مقابل مناره و درگاه خانقاه مي رسد، وسعت يافته مبدل به ميدان كوچكي مي شود. در سمت غرب ويرانه خانقاه ديده مي شود، مسجد 3 مدخل دارد، يك مدخل جنوبي و دو مدخل شمالي، مدخل هاي سمت شمال همسطح حياط هستند، ولي مدخل جنوبي دهليزي است كه با 12 پله بلند به كف راهرو مسجد مي رسد ... " 
    
از نقاط ديدني مسجد، مكاني در ميان صحن مسجد است كه با چند پله به كانال قنات آبي مي رسد كه از زيربناي مسجد عبور مي كند .
    
اصل بناي مسجد با آجر و ملات ساخته و با آهك پوشيده شده است .
       

برپهنه چندين كتيبه و سنگ نبشته در گوشه و كنار مسجد، تاريخ تعميرات، بانيان،معماران و استادان مجرب و مشهوري كه در مرمت و بازسازي اين مسجد فعاليت داشته اند؛ به خوبي عنوان شده است . 
    
     
    
بقعه شيخ عبدالصمد نطنزي 
    
بناي اين بقعه با مسجد جمعه چنان مربوط و متصل است كه به نظر مي رسد مقارن يكديگر يعني در سال 707 هجري ساخته شده اند. محور اصلي بقعه و محراب آن كه با محور مسجد نزديك به 10 درجه انحراف دارد و نيز موقعيت راهرو، مقبره و دهليز مسجد دليل ديگري است برآن كه هر دو بنا در يك زمان ساخته شده اند. گنبد اين بقعه هرمي شكل و هشت ضلعي است. براساس لوحه اي در بقعه شيخ عبدالصمد، ساخت اين بقعه به اسماعيل بناي اصفهاني نسبت داده شده است .
        

در راهرو مشترك مسجد و مقبره شيخ عبدالصمد سردر مخصوصي براي خانقاه ساخته شده كه كتيبه آجري آن به خط ثلث برجسته به خوبي قابل خواندن است .
    

برضريح چوبي روي آرامگاه شيخ عبدالصمد نيز كتيبه اي به خط ثلث به چشم مي خورد با اين مضمون "عمل استاد حسين بن استاد اسماعيل سرشگي النطنزي في تاريخ نه اربع و سنين و الف سنه 1064

كتيبه عبداللطيف." 
    
 و بر لوح سنگي روي قبر شيخ چنين حكاكي شده است :
    
     "هذا الغفور الرحيم الرحمن اللهم صل علي النبي و الولي و الحسن و الحسين و العباد و الباقر و الصادق و الجعفر و الكاظم الموسي و الرضا و التقي و النقي و العسگري و الحجته القائم محمدالمهدي الغازي صاحب الزمان(عج)" 
    
"همت مصروف داشت عصمت پناه صالحه خديجه سلطان بنت شمس طلا در سنه 1045 و اين اثر خير از او باقي ماند .
      

 گفتني است؛ قسمتي از بالاي محراب آرامگاه شيخ عبدالصمد هم اكنون در موزه ويكتوريا و آلبرت لندن

نگهداري مي شود .
    
قسمت هايي از اين محراب در اواخر قرن گذشته به سرقت رفته بود .
    
     
    
  
رباط شاه عباس 
    
 اين رباط در عهد شاه عباس اول توسط ميرابوالمعالي برزرودي يكي از امراي مقرب دربار (وزير حضور و مجلس نويس شاه) ساخته شده و داراي جلوخان و سردري با كتيبه سنگ شيشه اي به خط ثلث زيبايي است كه متأسفانه قسمتي از آن تخريب و ربوده شده و آنچه باقي مانده به لحاظ ديواره سازي و سنگربندي هاي اشرار و راهزنان در مدخل كاروانسرا اكنون به دشواري قابل خواندن است .
    
     
    
   آتشكده 
    
 اين آتشكده بنايي از عهد ساساني است كه در حوالي مسجد جمعه (جامع) و در ميان باغي قرار دارد. ارتفاع اين بنا از سطح زمين به 2 متر مي رسد .
    

آثار كمي از اين بنا كه شباهت بسيار كاملي به بناهاي دوران ساساني دارد، شامل چهارستون از هفتستون اوليه و يك اتاق از چهار اتاق آن بجا مانده و بقيه فروريخته است .
       

دو تاقچه از چهار تاقچه اي كه سطح مربع بنا را به تاق فوقاني گنبد متصل مي كند هنوز باقي است. ابعاد هر يك از اضلاع خارجي بنا 35 /11 متر بود، و ضلع داخل بنا 7 متر طول درد . دهانه هر تاق 5/69 متر است .    

اصل بنا با سنگ لاشه و پوششي از گچ ساخته شده است .
    
    
    
    منطقه باستاني "اريسمان" 

13 كيلومتر دورتر از مركز شهر نطنز و در منطقه اي به نام "اريسمان" كه مركز دهستاني به همين نام است، آثاري چند هزارساله به دست آمده كه نشان از فعاليت صنعتگران ايران باستان در اين منطقه دارد.

باستانشناسان در كاوش هاي سالهاي اخير در منطقه باستاني اريسمان به كوره هاي ذوب فلزات و قالب ها و قطعات ذوب فلز برخورده اند .
    
     
    
  
شكارگاه عباس آباد
    
 شكارگاه عباس آباد و بنايي كه به اين منظور در محدوده شكارگاه ساخته شده است در محلي به نام "عباس آباد" و در حاشيه جاده قديم كاشان - نطنز قرار دارد، فاصله اين محل تا شهر نطنز كمتر از 10 كيلومتر است .
    
بناي شكارگاه عباس آباد به دوران شاه عباس بزرگ تعلق دارد و محل تفريح و شكار پادشاهان صفويه بوده است .
    
اين بنا با خشت و گل ساخته شده و در ميان باغ وسيعي قرار دارد كه سمت غرب آن به ارتفاعات كركس منتهي مي شود و بخش شرق آن با تپه ماهورهاي كم ارتفاع به مراتع گسترده اي مي پيوندد كه تا بادرود ادامه دارد .
    
چشم انداز زيبا و آب و هواي مطلوب اين محل را مستعد جذب گردشگر كرده است .
    
به گفته يك مورخ فرانسوي، موقعيت ويژه اين محل، شناخت سازندگان بنا را در انتخاب مناسب ترين مكان براي شكار و گردشگري مي رساند .
    
     
    
 قلعه وشاق 
    
قلعه وشاق برفراز يكي از ارتفاعات مشرف به روستاي "اوره" قرار دارد و موقعيت آن طوري است كه دسترسي به بناي اصلي قلعه به سادگي ميسر نيست. براساس شواهد و اسناد موجود، قلعه وشاق و بناهاي پائين قلعه كه به دره اي موسوم به "روباه" ختم مي شود، در سده هشتم هجري از جمله اماكن معمور و مسكون بوده است .
    
حمدالله مستوفي درباره اين قلعه نوشته است: وشاق، قلعه اي است در ولايت نطنز و... چون وشاق بر آنجا حاكم شد به قلعه وشاق معروف گشت .
    
در زماني كه اين قلعه مسكوني بوده همه گونه لوازم زندگي در آنجا فراهم بوده چنان كه تا سه دهه گذشته آثار و علائم برخي از آنها مانند آسياب بادي باقي مانده بود. راه دسترسي به اين قلعه كه در راس صخره اي كله قندي بنا شده است مقدور نبوده و ظاهراً با استفاده از طناب يا زنجيرهايي كه به ميخ هاي ضخيم فولادي متصل بوده و بر سينه كش صخره كوبيده شده بود، به اين قلعه رفت و آمد مي كرده اند .
    
برخي ها نيز مي گويند براي رسيدن به بناي اصلي قلعه راهروي مخفي و تونلي وجود داشته كه به مرور بسته و گم شده است .
    
     
    
  
بقاع متبركه 
    
سرزمين نطنز مدفن بسياري از امامزادگان بزرگواري است كه عمدتاً در پي تعقيب دشمن در حوالي اين ديار به شهادت رسيده اند و به اين سبب كمتر روستا يا منطقه اي در گوشه و كنار نطنز وجود دارد كه از بركت وجود بقاع متبركه اين امامزادگان بي بهره باشد .
    

 از سوي ديگر وجود علماي بزرگ شيعه و فقهاي شهير كه نام بسياري از آنان زينت بخش ميراث فرهنگي نطنز است، موجبات ايجاد دههامسجد تاريخي و تكيه در نقاط مختلف اين سامان شده است .
    
     
    
  بقعه امامزادگان آقاعلي عباس(ع) و شاهزاده محمد(ع) 
    
بقعه و بارگاه امامزادگان آقا علي عباس(ع) و شاهزاده محمد(ع) در بخش بادرود قرار دارد. اين بقعه كه از نظر وسعت بنا و گنبد بزرگ و منحصربه فرد در نوع خود كم نظير است، چون نگيني در حاشيه كوير بادرود مي درخشد .
    
بارگاه اين دو بزرگوار در تمام طول سال پذيراي خيل مشتاقاني است كه از گوشه و كنار كشور به ويژه از شهرستانهاي همجوار براي زيارت و كسب فيض به اين بقعه متبركه مي آيند .
    
براساس تذكره اي معتبر، علاوه برامامزادگان آقاعلي عباس(ع) و شاهزاده محمد(ع)، 10 تن ديگر از فرزندان خاندان اين بزرگواران در محل اين بقعه دفن هستند .
    
 خوشبختانه با اقدام هاي ارزشمندي كه از سوي افراد نيكوكار و اداره كل اوقاف و امور خيريه استان اصفهان در زمينه توسعه و تجهيز اين بارگاه به امكانات اقامتي و رفاهي صورت گرفته، تسهيلات لازم براي اقامت همزمان هزاران زائر در اين محل فراهم شده است .
    
     
    
 امامزادگان گروه آباد 
    
بقعه امامزادگان گروه آباد كه در گويش محلي "امامزاده آقاسلطان گروه آباد" ناميده مي شود در سينه كش دره اي كه به ارتفاعات "كركس" منتهي مي شود، بنا شده است. محل اين بقعه وسيله يك جاده آسفالته به شهر نطنز متصل مي شود و به لحاظ قرار گرفتن در منطقه كوهستاني در ايام تابستان از هواي مطبوع و دلپذيري برخوردار است و به همين علت در چنين ايامي زائران بيشتري دارد، اگرچه در ساير فصول هم، همه نوع امكاناتي براي اقامت و پذيرايي زائران در اين محل فراهم است .
    
بقعه امامزادگان گروه آباد براساس تذكره اي معتبر محل دفن چهل تن از فرزندان ائمه اطهار است كه اسامي آنها در زيارتنامه منسوب به اين بزرگواران اعلام شده است و درباره چگونگي اسارت و شهادت و خاكسپاري آنها در اين محل احاديث و روايات بسياري است كه ذكر آن در اين گزارش نمي گنجد .
    
بقعه امامزادگان گروه آباد در بالاترين نقطه روستاي "اوره" واقع شده است و علاوه براين بارگاه ديگري به نام "چهار بزرگوار" داخل روستاي "اوره" قرار دارد كه بسيار مورد احترام وتكريم عاشقان اهل بيت عصمت و طهارت است .
    
همانطور كه قبلاً اشاره شد در مركز شهر و ساير مناطق شهرستان نطنز نيز نظير اينگونه بقاع متبركه وجود دارند كه بناي قديمي اغلب آنها تخريب و نوسازي شده است .
    
     
    
 مسجد جامع ابيانه 
    
مسجد جامع ابيانه از جمله مساجد تاريخي شهرستان نطنز است كه در روستاي تاريخي ابيانه قراردارد .
    
قديمي ترين آثار موجود در اين مسجد منبر چوبي منبتكاري شده است كه تاريخ ساخت آن به سال 466 هجري مي رسد و همزمان با مناره مسجد جامع ميدان كهنه كاشان ساخته شده است .
    
روستاي تاريخي ابيانه در دامنه شمال غرب كوه كركس قرار گرفته و تا جاده قديم كاشان -- نطنز حدود 20 كيلومتر فاصله دارد .
    
اين روستا به لحاظ قرار گرفتن در يك منطقه كوهستاني و دور بودن ازمركز شهر نطنز، از تاخت وتازها ادوارگذشته مصون مانده و مردم آن نيز با حفظ آداب و رسوم گذشتگان كوشيده اند تا بافت قديمي اين روستا را به شكلي كه بوده است نگهداري كنند .
    
روستاي ابيانه در حال حاضر يكي از مراكز گردشگري شهرستان نطنز به شمار مي آيد


 
باز هم از روستاي تاريخي ابيانه
ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ اسفند ،۱۳۸٥  کلمات کلیدی:

 


 
طرق رود از نگاه دوربین
ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ اسفند ،۱۳۸٥  کلمات کلیدی:


 
طرق رود
ساعت ۱:۱٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ اسفند ،۱۳۸٥  کلمات کلیدی:

طرق رود در۳۵ کیلومتری نطنز قرار دارد وبدلیل وجود کوه کرکس یکی از روستاههای زیبا منطقه میباشد . دارای چشمه‌ها وقناتهای متعددی است وشبهای بسیا رزیبا وخنکی دارد وامامزادهی دران قراردارد که به چهار بزرگوار معروف است دران قلعه‌ای است که زینت بخش روستا شده‌است وحدودچند سالی است که زعفران یکی ازمحصولات ان شده‌است.

targrood iran natanz esfahan

تصویری از طرق targh   targhrood

 


 
زمستان زیبای ابیانه از نگاه دوربین
ساعت ٢:۳٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ بهمن ،۱۳۸٥  کلمات کلیدی:

ابیانه از روستاهاي شهرستان نطنز در استان اصفهان است. در ۴۰ کيلومتري شهر نطنز واقع است. این روستا را به اعتبار آثار و بناهای تاریخی پرتنوعش باید از زمرهٔ استثنایی ‏ترین روستاهای ایران به شمار آورد .

ابیانه نقطه ‏ای خوش منظره و خوش آب و هوا و دارای موقعیت طبیعی مساعدی است. در دورهٔ صفویه هنگامی كه شاهان صفوی برای ییلاق به نطنز می‏رفتند بسیاری از نزدیكان آنها و درباریان ترجیح می‏دادند در ابیانه اقامت كنند .

مردم ابیانه به سبب كوهستانی بودن منطقه و دور بودن محل آنها از مراكز پر جمعیت و راههای ارتباطی، قرنها در انزوا زیسته و در نتیجه بسیاری از آداب و رسوم قومی و سنتی و از جمله زبان و لهجهٔ قدیم خود را حفظ كرده ‏اند. زبان مردم ابیانه فارسی با لهجهٔ خاص ابیانه ‏ای است كه با لهجه‏ های متداول در جاهای دیگر تفاوت اساسی دارد .


 
← صفحه بعد